سلام به بچه هاي گل
ودوست داشتني
ان شاالله حال همتون خوب ، لبتون خندون ودلتون شاد شاد باشه.
داريم به ماه رمضون نزديك مي شيم ، ماه مهموني خدا.از همين الان ارزو
مي كنم كه نمازو روزه هاتون قبول درگاه حق باشه.
راستي اون تولده كه همتون پرسيديد مال كيه؟مال داداشم بود.داداشي كه
خيلي دوسش داشتم ودارم و خواهم داشت.
خب بريم سر اصل مطلب كه به خاطرش اپ كردم:
اين بدترين اپي است كه يه نفر مي تونه داشته باشه.تا با بچه هاي وب انس
مي گيري بايد از شون جدا شي.درست مي گن كه افسوس كه اشنايي يه
حادثه وجدايي يه قانونه.
اره بچه هاي وقت منم تموم شده ، دارم مي رم ، خيلي خاطرات خوبو
خوشي باهاتون داشتم.هر كدومتون درسي بهم اموختين.غم وشادي
هامون باهم بود.مي دونستم توي تنهايي هام دوستاني دارم كه تنهام نزارن
وهمچنين در شادي.
مي رم ولي برمي گردم؛نمي دونم كي، ولي ميام.شايد 1سال ديگه شايد
هم 2سال ديگه.ولي حتما ميام.البته اگه عمرم اجازه داد.
وبمو حذف نمي كنم كه وقتي اومدم با اين ادرس بيام.تا دوهفته ديگه
،هروقت تونستم مي يام به وب سر مي زنم ،نظراتتونو مي خونم واگه
تونستم ميام جواب مي دم ولي به بعدش رو قول نمي دم.برام اف
بزارين(gmg_naz)،تونستم سر مي زنم.البته اگه دلتون برام تنگ مي
شه.
من كه دلم براتون تنگ مي شه
.اخه تازه دوستاي زيادي پيدا كرده
بودم.خيلي خيلي دوستون دارم.فراموشم نكنيدااااااااااااااا.
باي تا هايي كه معلوم نيست كي باشه.اين گل ها تقديم به شما كه خودتون
گليد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بايد تورو پيدا كنم
شايد هنوزم دير نيست
تو ساده دل كندي ولي
تقدير بي تقصير نيست...
سلام سلام سلام به همه ی دوستای گل خودم![]()
![]()
امیدوارم هرجا که هستید خوب وخوش و شاد باشید.لبتون خندون ودلتون شاد شاد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امروز اومدم که تولد یه مناسبت یه دوست رو تبریک بگم.یه دوستی که مدتی همدم
وراهنمای من بود.تو سختی وشادی باهام بود.همرام ، مونسم...
یه دوستی که خواست باهام بمونه ولی نشد، نشد ، نمی دونم چرا نشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
یه دوستی که نمی شه خوبی هایی که در حقم کرد و وصف کرد.اون یه فرشته بود ولی رفت
، رفت تا هردو فرشته باشیم ، فرشته...
البته الانم می شه پیداش کرد ولی ستاره سهیل شده .باید کلی بگردی تا پیداش کنی.
اصلا غم رو ولش.
بچه ها گوش کنید
می شنوید صدارو ، نمی شنوید؟؟؟؟؟ بهتر گوش کنید ، اره درسته صدای گریه بچه میاد.
شاید بگید خب چی صدای بچه میاد
یعنی چی .............
اگه نمی دونید من بهتون می گم
۱...
۲...
۳...
هوراااااااااااااا
به دنیا اومــــــــد....
کــــــــــــــــــی؟؟؟!!!!.....
همون دوست عزیزی که یه فرشته است.![]()
![]()
(البته این تولد به دلایلی روزتر اپ شده،تولدش 22مرداده)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تولد تولدتولدت مبارک تولد تولدتولدت مبارک
بیا شمع هامو فوت کن تا ۱۰۰ سال زنده باشی
بعد کلی شادی می رسیم به کیکی که قولشو دادم.

کیک می خواید اول بیاین بهش کادو بدیم
کادو هاتون کوووووو؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()

دستتون درد نکنه.ممنون از همه
اینم کادوی من

بچه ها عجله کنید
بدو بدو
الان کیک تموم میشه ها
حالا همه باهم بخونیم
عزیز من گل من تولدت مبارک
عزیز من گل من تولدت مبارک
فشفشه های روشن بادبادکای رنگی
تو دستامون می رقصن رقص به این قشنگی
روی زمین پر از گل تو آسمون ستاره
می خوان تولدت رو جشن بگیرن دوباره
ضبط ها خاموش.همه گوش کنید:
ان شاالله همش شاد باشه.براش عمر باعزت وعاقبت به خیری از خدا خواهانم.ان شاالله در تمامی
مراحل زندگیش موفق باشه.
وقت دعاست دست ها رو به اسمون![]()
![]()
![]()
![]()
خدایا به ما جووونا راه درست زندگی کردن بیاموز.![]()
کاری کن دل کسی رو نشکنیم.![]()
عمرمان رازیاد بگردان تا از نعمت هایت به خوبی بهره ببریم. ![]()
سایه پدر ومادرمون رو از ما نگیر.ان شاالله تموم جوونا خوشبخت شن.![]()
خدایا ما بنده گنه کاریم تو از کناه ما در گذر.الهی آمین ![]()
در اخر از همتون ممنونم که در بر پایی این جشن کمکم کردین.به امید فردایی بهتر و روشنتر
بای تا های![]()
![]()
![]()
چه جمعهها که يک به يک غروب شد نيامدي چه بغضها که در گلو رسوب شد نيامدي
خليل آتشين سخن؛ تبر به دوش بت شکن خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدی
- تمام طول هفته را به انتظار جمعهام دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نيامدي
- وعده ديدار نزديک است ياران مژده باد روز وصلش ميرسد، ايام هجران ميرود
دامن پر از ستاره كنم شب ز اشك چشم چون بنگرم به ماه و كنم ياد روي تو
- محض يار مهربان آن مونس و آرام جان ناله از دل سر دهم وز هجر او اشکم روان
- كوري اگر ز عيسي چشمش بشد سلامت بر جمله درد عالم مهدي بود شفايي
- اي منتظر، غمگين مباش قدري تحمل بيشتر گردي به پا شد از افق گويا سواري ميرسد
- آقا!
قنوت سبز نمازم به التماس در آمد چه ميشود که مرا خيري از دعاي تو باشد
- بخوان دعاي فرج را به ياد خيمه سبز که آخرين گل سرخ از همه خبر دارد
- ما معتقديم که عشق سر خواهد زد بر پشت ستم کسي تير خواهد زد
- مهدي جان!
سئوالي ساده دارم از حضورت من آيا زندهام وقت ظهورت
اگر که آمدي من رفته بودم اسير سال و ماه و هفته بودم
دعايم کن دوباره جان بگيرم بيايم در رکاب تو بميرم
- بر چهره پر ز نور مهدي صلوات بر جان و دل صبور مهدي صلوات
تا امر فرج شود مهيا بفرست بهر فرج و ظهور مهدي صلوات
- آقا بيا به خاطر باران ظهور کن ما را از اين هواي سراسيمه دور کن
وقتي براي بدرقه عشق ميروي از کوچههاي خسته ما هم عبور کن
- سر راهت در انتظارم برده هجرت صبر و قرارم
جز ظهورت اي گل زهرا به خدا حاجتي ندارم
- سوگند به هر چهارده آيه نور سوگند به زخمهاي سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر ميگردد مهدي به ميان شيعه برميگردد
- اگر که آمدي من رفته بودم اسير سال و ماه و هفته بودم
دعايم کن دوباره جان بگيرم بيايم در رکاب تو بميرم
- هنوزم انتظارم انتظار است هنوزم دل به سينه بي قرار است
هنوزم خواب ميبينم به شبها همان مردي که بر اسبي سوار است
همان مردي که آيد جمعه روزي و اين پايان خوب انتظار است
- اگر از منتظرانت بودم چون ديده نرگس نگرانت بودم
با اين همه رو سياهي و سنگدلي اي کاش که از همسفرانت بودم
- سلام اي انتظــار انتظـــارم سلام اي رهبر و اي يادگارم
سلامم بر تو اي فرزند زهرا سلامم بر تو اي نـــاجي دنيا
- اين ديده نيست قابل ديدار روي تو چشمي دگر بده تا تماشا کنم تو را
- امشب ز كَرَم حق گُهرى داد به نرجس وز برج ولايت قمرى داد به نرجس
خوش باش كه حق بال و پرى داد به نرجس برخيز كه زيبا پسرى داد به نرجس
- بر منتظرين مژده بده منتظر آمد از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد
- سپيده خواهد آمد ياس نرگس خواهد آمد
گر تکاني بدهيم بر دلمان مهدي صاحب زمان، خواهد آمد
- كاش ميشد واژهها را شست و انتظار را تفسير کرد ولي افسوس ...
- آقا جان! حيف نيست ماه شب چهارده پشت ابرهاي تيره و پاره پاره پنهان بماند؟ حيف نيست
ديده را شوق وصال باشد ولي فروغ ديده نباشد؟!
- به اميد روزي که متن تمام پيامكها يک جمله باشد و آن: مهدي آمد.
- کجايى اى هميشه پيدا از پس ابرهاى غيبت؟
- مهدي جان!
به روسياهيمان نگاه نکن و به دستهايمان که خالي و گنهکارند، قلبمان را ببين که هر روز،
صبح و شام تو را ميخوانند.
- تو خواهى آمد و ياسها و نيلوفرهاى «سركش» را به دعوت خواهى خواند و حضور تو
تسلاى دل ياسهاى كبود خواهد بود.
- مهدي جان بيا و دنياى دل را به بوى خوش فطرت پر كن. دلهايى كه همواره در سرزمين
نيمه شب تو را مىخوانند و به عشق تو در آسمان مكاشفه پرواز مىكنند.

در بیمارستانی ، دو مرد در یک اتاق بستری بودند.یکی از بیماران اجازه داشت که
هرروز بعد از ظهر یک ساعت روز تختش بنشیند.تخت او در کنار تنها پنجره اتاق بود.اما
بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد وهمیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت ب
خواد.آنها ساعت ها با یکدیگر صحبت می کردند ، از همسر ، خانواده ، خانه ، سر
بازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می زند.
هر روز بعد از ظهر ، بیماری که تختش کنار پنجره بود ،می نشت وتمام چیزهایی را
که بیرون از پنجره می دید ، برای هم اتاقیش توصیف می کرد. بیمار دیگر در این مدت
یک ساعت ، با شنیدن حالو هوای بیرون روحی تازه می گرفت.
مرد کنار پنجره از پارکی که پنجره رو به آن باز می شد می گفت.این پارک دریاچه
زیبایی داشت.مرغابی ها وغوها در آن شنا می کردند وکودکان با قایق های تفریحی
شان در آب سرگرم بودند.درختان کهن منظره یزیبایی به آن بخشیده بودند وتصویری
زیبا از شهر در افق دور دست دیده می شد.مرد دیگر که نمی توانست انها را ببیند
چشمانش را می بست واین مناظر را در ذهن خود مجسم واحساس زندگی می کرد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روزها وهفته ها سپری شد.یک روز صبح پرستاری که برای حمام کردن آنها اب آورده
بود ، جسم بی جان مرد کنار پنجره را دید که درخواب وبا کمال آرامش از دنیا رفته
بود.پرستار بسیار ناراحت شد واز مستخدمان بیمارستان خواست که آن مرد را از اتاق
خارج کنند.
مرد دیگر تقاضا کرد که اورا به تخت کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کاررا برایش
انجام داد وپس از اطمینان از راحتی مرد اتاق را ترک کرد.
این مرد به آرامی وبا درد بسیار خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به
دنیای بیرون از پنجره بیندازد.حالا دیگر او می توانست زیبایی های بیرون راب اچشم
خودش ببیند.
هنگاهی که از پنجره به بیرون نگاه کرد در کمال تعجب با یک دیوار بلند آجری مواجه
شد!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مرد پرستار را صدا زد وپرسید که چه چیزی هم اتاقیش را وادار می کرد که چنین
منظره دل انگیزی را برای او توصیف کند؟
پرستار پاسخ داد:"شاید او می خواسته به تو قوت قلب بده . چون اون مرد اصلا نابینا
بوده وحتی نمی توانست این دیوار را هم ببیند!!!!!"![]()
![]()
سلام بچه هااااااااااااااا خوبید؟![]()
ببینید این مرد چه درس بزرگی به ما داد. درسته یه داستان بود ولی درس بزرگی برای
ما بود.چشمش نابینا بود ولی دنیا رو چه زیبا ترسیم کرد حالا ما با چشم های باز ،
این دنیای زیبا وپررحمت رو همش زشت و خسته کننده می بینیم ، همش از
خودمون از زمین وزمان گله داریم.
یکم به خودمون بیایم.چیزهای خیلی خیلی قشنگ توی دنیا هست .
پس باید بهش رسید. ما می تونیم ، همه ما می تونیم.
مواظب خودتون باشید.
بای تا های![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ما هیگیر
یک روز بازرگان موفق وثروتمند ، از یک ماهیگیر شاد که در روستایی در مکزیک زندگی می کرد وهرروز
تعداد کمی ماهی صید می کرد ومی فروخت ، پرسید:چقدر طول می کشد تا چند ماهی بگیری؟
ماهیگیر پاسخ داد :مدت خیلی کمی.
بازرگان گفت : چرا وقت بیشتری نمی گذاری تا تعداد بیشتری ماهی صید کنی؟
پاسخ شنید :چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.
بازرگان متعجب پرسید
: پس بقیه وقتت را چه کار می کنی؟
ماهیگیر جواب داد :با بچه هام گپ می زنم ، با آن ها بازی می کنم وبا دوستانم گیتار می زنم.
بازرگان به او گفت : اگر تعداد بیشتری ماهی بگیری ، می توانی با پولش قایق بزرگتری بخری وبا در آمد
آن قایق های دیگری خریداری کنی آن وقت تعداد زیادی قایق برای ماهیگیری خواهی داشت.بعد شرکتی
تاسیس می کنی واین دهکده کوچک را ترک می کنی وبه مکزیکوسیتی وبعد ها به نیویورک می روی وبه
مرور آدم بزرگی می شوی.
ماهیگیر پرسید : این کار چه مدت طول می کشد وپاسخ شنید :حدودا بیست سال.![]()
وبازرگان ادامه داد : در یه موقعیت مناسب سهام شرکتت را به قیمت بالا می فروشی واین کار میلیون ها
دلار نصیبت می کند.
ماهیگیر پرسید : بعد چه اتفاقی میافتد؟
بازرگان گفت : بعد زمان باز نشستگیت فرا می رسد وبه یک دهکده ساحلی می روی ، برای تفریح
ماهیگیری می کنی ، زمان بیشتری را با همسر وخانواده ات می گذرانی وبا دوستانت گیتار می زنی
وخوش می گذرانی.
ماهیگیر با تعجب به بازرگان نگاه کرد.![]()
![]()
![]()
اما آیا بازرگان معنای نگاه ماهیگیر را فهمید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
من که فهمیدم .پس هر کی فهمیده دستا بالا ، نه ببخشید کامنت بزاره.
بچه ها یکی از بستگانمون (البته به تک خیلی نزدیک تره ) فوت
شده .برای شادی روحش یه فاتحه بفرستین. ممنونم از شما
دوستان عزیز.
بای تا های![]()
![]()








